X
تبلیغات
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
شنبه 15 فروردین 1388
قلب های نا آرام

در دل  آتش نشستن کار آسانی نبود  

راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود  

با غرور هم قد و بالای بام آسمانی  

بارها در خود شکستن کار آسانی نبود

بارها این دل به جرم عاشقی  

زیر سنگینی بار غم شکست

بارها این کودک احساس من  

زیر باران های اشک من نشست

مادر مریم در اثر بیماری شدید در بیمارستان بستری شده بود. مریم هجده ساله کارت پستالی مزین به یک قرص آسپیرین یک سکه طلا و یک گلبرگ سرخ به مادرش هدیه کرد . داخل کارت پستال نوشته بود. سلامتی . ثروتمندی و خوشبختی شمارا آرزو می کنم . مادر که از کار زیبای دخترش در شگفت شده بود گفت : خیلی ممنونم چه دختر با فکر و با شعوری هستی . رنگ مریم پرید . به سمت دستشویی دوید و در حالی که می گریست دچار حال بهم خوردگی شد . مادر بلافاصله به این صرافت افتاد که باید میان تمجید او و واکنش دخترش رابطه ای وجود داشته باشد . چند هفته بعد موضوع را با یک روانشناس در میان گذاشت . می خواست بداند که چرا تشکر و تعریف صمیمانه او باید دخترش را ناراحت کرده باشد . می خواست بداند که چرا تشکر و تعریف صمیمانه او باید دخترش را ناراحت کرده باشد . مشاور روانشناس در جواب او گفت : احتمالا گناهی متوجه تعریف شما نیست . شاید از هیجان دیدار شما و یا از گرمی هوا دچار حال به هم خوردگی شده است . مادر مریم جواب می دهد : نه اینطور نیست . هوای اتاق خیلی خوب بود. از آن گذشته قبل از آنکه از او تعریف کنم حالش خیلی هم خوب بود. مریم تمجید مادر را هضم نکرده بود. چرا؟ بسیاری از بچه ها  وقتی عصبانی می شوند پدر و مادر خود را نفرین می کنند : امیدوارم لاستیک اتوموبیلت در تاریکی شب پنچر شود . پایت پیچ بخورد . سرو کارت به بیمارستان و دکتر بیوفتد . تب کنی و سرما بخوری . به نقطه فوق العاده ای مسافرت کنی و از حرارت کباب شوی . و حتی بعضی ها از این هم فراتر می روند و مرگ پدر و مادر را آرزو می کنند. وقتی مادر مریم بیمار شده بود مریم احساس گناه می کرد . خیال می کرد نفرین او مادرش را روانه بیمارستان کرده است . حالا با هدیه کردن آن کارت پستال مثلا به حساب خودش خواسته بود که تلافی کرده باشد . در حقیقت آرزوی سلامتی برای مادر به جبران آرزوی بیماری برای او بود. وقتی مادر در مقام تحسین از دختر صحبت کرد احساسات او را چنان برانگیخت که احساس گناهش از آنچه بود بیشتر شد . شاید پیش خودش فکر کرده بود : اگر مادرم می دانست که در حال عصبانیت چه آرزویی کردم این حرف را نمی زد . راستی مادر هنگام دریافت کارت چه باید می گفت . باید به جای تحسین از کار دخترش از کارت او تعریف می کرد . مثلا باید می گفت : خیلی متشکرم . کارت زیبایی است بسیار زیبا و قشنگ است . چه جملات جالبی انتخاب کرده ای در آرزوی سلامت ثروتمندی و خوشبختی شما . خیلی زیباست . حالم را بهتر کرد دختر گلم . ممنون که به فکر مادرت هستی . مریم مسلما خوشحال تر میشد

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes