X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
یکشنبه 25 اسفند 1387
نگاه معصومانه

زیبا ترین تصویری که در زندگانیم دیدم نگاه معصومانه تو بودزیبا ترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بودزیبا ترین احساسات من گفتن دوست داشتن تو بودزیبا ترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بودزیباترین لحظه ی زندگیم لحظه ی با تو بودن بودزیبا ترین هدیه عمرم محبت تو بودزیبا ترین تنهاییم گریه برای تو بودزیبا ترین اعترافم عشق تو بود.دختری می رفت ، پسری او را دید و دنبال او روان شد . دختر پرسید که چرا پس من می آیی ؟ پسر گفت : برتو عاشق شده ام . دختر گفت : برمن چه عاشق شده ای ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من می آید ، برو و بر او عاشق شو . پسر از آنجا برگشت و دختری بدصورت دید ، بسیار ناخوش گردید و باز نزد دختر رفت و گفت : چرا دروغ گفتی ؟ دختر گفت : تو راست نگفتی . اگر عاشق من بودی ، پیش دیگری چرا می رفتی؟ ..... یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بَربخورد. یادم باشد که روز و روزگار خوش است ، نگاهی نکنم که دلِ کسی بلرزد،راهی نروم که بیراه باشد ..خطی ننویسم که آزار دهد کسی را...همه چی روبه راه و بر وفق مُراد است و خُب تنها...تنها دلِ ما دل نیست..آره ساده است بهره جویی از انسانی.دوست داشتنش بی احساس عشقی او را به خود نهادن و گفتن که دیگر نمی شناسمش . اگر کاشفی از روی ناچاری سلام را برای اغاز نامه های دشوار از میان دنیای واژه ها بیرون نمیکشید حتی در اغاز هایمان هم با هم تفاهم نداشتیم . به هر حال سلام از بس همه مردم دنیا بعد از سلام های مرسوم سرزمین خودشان حال همدیگر را پرسیدند من یکی دیگر خسته ام. اگر حال کسی را که مخاطب نامه بود می دانستیم که برایش نامه نمی نوشتیم قدیمی ها از عصر لیلی و مجنون بسیار گفته اند . گفته اند که خواستن توانستن است"اما زیبا تر ان است که نخواستن نتوانستن نیست ."تنها نخواستن است حکایت ما ادم ها با هم دیگر قصه دو غواص است که در نهایت صمیمیت برای صید مروارید به دریا می روند و یکی از انها هر چه مروارید بیشتری صید می کند یک قدم ان سو تر می گذارد و نگاهش کم رنگ تر به تماشای غروب های با هم بودن معطوف می شودنه این بار دیگر نمی پذیرم که ما اینگونه تصور می کنیم و حالمان خوش نیست می دانم بی حوصلگی عادت روزمره تمام انسان هایی ست که اغلب نا خواسته لحظه های عمرشان را با حادثه تزیین می کنند چرا تنها ما از این حادثه خاکستری مثتثنی ایم . تمام عشق های بدل شده به عادت را به حساب قحطی حوصله و نایابی دل خوش می گذاریم خداوند سهراب را بهشتی کند اما این دلیل را اضافه می کنیم که او هم گفته: دل خوش سیری چند؟ دیگران مگر چگونه عشق می ورزند؟ چگونه می شود باور کرد کسی که از روی قشنگ ترین سوالش او را انتخاب کردیم خودش نیز در پاسخ این سوال دچار تردیدی وصف ناپذیر شده باشد چگونه می شود کاری کرد که عشق به عادت تبدیل نشود

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes