X
تبلیغات
نماشا
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
جمعه 18 بهمن 1387
وقتی راه های بهتری هم هست !

بهترین سرنوشتی که می تواند یک انسان داشته باشد تنها زیستن و تنها مردن است و بدون عاشق شدن و معشوق بودن. وقتی که گفتم ای عزیز؛ من دوستت دارم هنوزخندیدی و گفتی به من؛ درعشق من اینک بسوز گفتم برای خاطرت من مثنوی ها گفته ام گفتی که شعرت کهنه بود من شهر نو می خواستم گفتم هوای خاطرم در یاد تو پر می زند گفتی برو من خسته ام یادم به تو سر می زند

راههای زندگی کردن : زنها وقتی دارن با مرد مورد علاقه شون صحبت می کنن فقط دلشون می خواد یه شنونده خوب داشته باشن تا یه مردی که ادای یه آدم غیرتی رو در بیاره یا سری امرو نهی کنه و ناراحت بشه! به مثالش خوب دقت کنید بعد خودتون قضاوت کنید! فرض کنید که دوست دختر شما یا زن شما از محل کار خسته اومد خونه یا اومده سر قرار پیش شما!

شروع گفتگو: دختر: وای خیلی خسته ام! خیلی سرم شلوغه! حتی وقت ندارم یه خودم برسم! این رییس منم فکر کرده من 4 تا دست دارم! کاره 4 نفره با هم داده به من می خواد همه رو تا وقت اداری انجام بدم.

پسر: رییستون بیجا کرده! اصلا نمی خواد دیگه سر کار بری! بهتره استعفا بدی

دختر: ولی من کارمو دوست دارم! اونها انتظارشون از من زیاده می خوان تو یه چشم به هم زدن همه چی رو انجام بدم!

پسر: به حرفشون گوش نده! هر چه قدر که لازمه کار انجام بده

دختر: امروز یه پسره تو خیابون گیر داده بود می خواست دوست بشه! خیلی سمج بود! ولی حالشو گرفتم

پسر: اوه! مزاحم داشتی؟ از فردا با خودم میایی! با خودم میری.

بعد از یه خورده صحبت دختر با عصبانیت می گه تو نمی تونی فقط گوش کنی؟؟؟ منو باش دارم به کی می گم! بعد با ناراحتی پا می شه می ره.

حالا شروع گفتگو رو از یه حالت دیگه میبینیم :

شروع گفتگو: دختر: وای خیلی خسته ام! خیلی سرم شلوغه! حتی وقت ندارم یه خودم برسم! پسر:به نظر میاد روز خسته کننده ای داشتی

دختر: این رییس منم فکر کرده من 4 تا دست دارم! کاره 4 نفره با هم داده به من می خواد همه رو تا وقت اداری انجام بدم.

پسر: خب آدم با استعدادی هستی و به کارتم واردی! برای همین مورد توجه هستی و ازت انتظار دارن! اما بهتره یه مرخصی کوچیک به خودت بدی

حالا میریم سراغ پسرها :

فرض کنید شما با دوست پسر یا شوهرتون به یه مهمونی دعوت شدین.موقعی که دارید میرید مهمونی شوهر یا دوست پسر شما راه گم می کنه! شما بعد از یه مدتی می بینید نمی تونه راه و پیدا کنید بهش جهت درست رو می گید و یا بهش می گید که راه رو از یه عابر بپرسه. خب شما با این کارتون بهش توهین کردید. موقعی هم که به مهمونی می رسید می بینید که یه خورده ناراحته,زیاد پیش شما نمی مونه, یا با دیگران گرم گرفته!

حالا یه جور دیگه ما جرا رو می بینیم:

سوار ماشینش شدین و راه گم کردین! شما به جای پیشنهاد ساکت می شینین و اظهار نظر نمی کنید. بعد از یه خورده دور زدن بالاخره راه رو پیدا می کنه! یه هو بلند می گه یه خورده می خنده, شروع می کنه با شما حرف زدن که چطور راه پیدا کرده! تو مهمونی هم سفت می چسبه بغل شما و از جاش تکون نمی خوره و به هر دوتون خوش می گذره می بینید؟ شما با ندادن پیشنهاد بهش احترام گذاشتیین! و اون داره قدر دانی می کنه. در صورتی که اگه پیشنهاد می دادین در واقع زیر سئوال می بریدش. مردها موقعی که واقعا خودشون بخوان درخواست کمک می کنن.کارهای کوچیک خیلی زیادی وجود داره که می تونه روابط شما رو تقویت یا نابود کنه! فقط باید توجه کنید و درست رفتار کنید

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes