X
تبلیغات
نماشا
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
دوشنبه 1 مهر 1387
ماه مهر .. ماه مهربان

سلام . خوبید ؟ چه خبرا ؟ امروز اولین روز مهره از فردا مدرسه ها باز میشه و دوباره حال و هوای مدرسه رفتن شروع میشه از ماکه گذشته بریم مدرسه  ولی به همه دانش آموزایی که میرن مدرسه تبریک میگم مخصوصاکلاس اولی هایی که تازه امسال می خوانبه مدرسه برن . به نوگل های باغ زندگی اولین روز مدرسه رفتنشون رو تبریک می گم  فصل های خدا پشت سر هم میانو میرن تا چشم باز کنیم زمستون میرسه برف میباره  بعدش بهار میاد گل هاودرختا سبز میشن  همین طور فصل های دیگه پشت سر هم میان و میرن  .باید قدر همدیگرو بدونیم و از لحظاتمون استفاده کنیم تا بعد پشیمون نشیمو حسرت اونو بخوریم . ارغوان اولین روزیکه می خواست بره مدرسه خیلی خوشحال بود . اینجوری بود . منم دست کمی از اون نداشتم و خیلی خوشحال بودم  . بهترین دوران زندگی آدم همین دوران محصل بودنشه که تاعمر داره یادش میمونه و براش خاطره میشه . توی مدرسه با هم دعوا نکنید   کار زشتیه  ایشالا همتون خاطره های خوب داشته باشید و مدرسه و دانشگاه بهتون خوش بگذره  

 

آخرای فصل پاییز یه درخت پیر و تنها
تنها برگی روی شاخه ش مونده بود میون برگا
یه شبی درخت به برگ گفت:کاش بمونی در کنارم
آخه من میون برگا فقط تنها تو رو دارم
وقتی برگ درختو می دید داره از غصه میمیره
با خدا راز و نیاز کرد اونو از درخت نگیره
با دلی خُرد و شکسته گفت، نذار از اون جداشم
ای خدا کاری بکن که تا بهار همین جا باشم
برگ، تو خلوتِ شبونه از دلش با خدا می گفت
غافل از این که یه گوشه باد همه حرفاشو میشنفت
باد اومد با خنده ای گفت:آخه این حرفا کدومه؟
با هجوم من رو شاخه عمر هر دو تون تمومه
یه دفه باد خیلی خشمگین با یه قدرتی فراوون
سیلی زد به برگ و شاخه تا بگیره از درخت جون
ولی برگ مثل یه کوهی به درخت چسبید و چسبید
تا که باد رفت پیش بارون بارونم قصه رو فهمید
بارون گفت با رعد و برقم می سوزونمش تا ریشه
تا که آثاری نمونه دیگه از درخت و بیشه
ولی بارونم مثل باد توی این بازی شکست خورد
به جایی رسید که بارون آرزو می کرد که می مرد
برگ نیفتاد و نیفتاد آخه این خواست خدا بود
هر کی زندگیشو باخته دلش از خدا جدا بود

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes