X
تبلیغات
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
پنج‌شنبه 11 اسفند 1384
قاصدک

سلام خدمت همه شما دوستان عزیز و همراهان همیشگی وبلاگ دوست دارم  . ممنون که می یاین و با نظراتتون منو حمایت می کنید . امیدوارم همیشه موفق باشید . دیروز داشتم اخبار وبلاگ نویسی رو می خوندم دیدم ایران از نظر وبلاگ و وبلاگ نویسی نفر سوم توی جهانه . خیلی خوشحال کنندش که بتونیم توی وبلاگ نویسی نفر سومی رو داشته باشیم . از طرفیم زبون فارسی مهم ترین زبون وبلاگ نویسی معرفی شده و بعدشم زبون های دیگه  . بازم ممنون از همه شما . متن بالارو یکی از دوستام برام فرستاده بود منم برای این آپدیت گذاشتمش که شما هم بخونید و لذت ببرید . یه داستان هم براتون دارم . تا بعد خداحافظ

با عشق زندگی کن :


یکی بود یکی نبود مردی بود که زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتی مرد همه می گفتند به بهشت رفته است .آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت.
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی کیفیت فرا گیر نرسیده بود.استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد.دختری که باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد.
در دوزخ هیچ کس از آدم دعوت نامه یا کارت شناسایی نمی خواهد هر کس به آنجا برسد می تواند وارد شود .مرد وارد شد و آنجا ماند.
چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه ی پطرس قدیس را گرفت:
این کار شما تروریسم خالص است!
پطرس که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده؟ابلیس که از خشم قرمز شده بود گفت:آن مرد را به دوزخ فرستاده اید و آمده و کار و زندگی ما را به هم زده.
از وقتی که رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد...در چشم هایشان نگاه می کند...به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو می کنند...همدیگر را در آغوش می کشند و می بوسند.دوزخ جای این کارها نیست!! لطفا این مرد را پس بگیرید!!
وقتی رامش قصه اش را تمام کرد با مهربانی به من نگریست و گفت:
((با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی... خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند))

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes