X
تبلیغات
نماشا
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
سه‌شنبه 12 مهر 1384
در بدترین شرایط هم خدا رو فراموش مکن

« ببینید و دل مبندید ... چشم بیاندازید و دل مبازید ... که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت ... . »
زمزمه می کنم آرام:« بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است»
 

 سلام خدمت همه شما دوستان عزیزم . بعضی موقع ها شده که احساس کنید کسی رو ندارید یا خیلی خیلی تنها شدین  . همش به خودتون میگید همه با همن ولی من تنهام . توی هیچ کاری نمیشه موفق بود چون تنها و بی یارم  . کسی نیست منو همراهی کنه یا به من کمک کنه . باید بگم که همه مواقع خدا با شماست و هیچ موقع مارو تنها نمی ذاره  . پس موقع  گرفتاری ها و مصیبت ها به خدا پناه ببرید چون خدا همیشه با ما بوده و خواهد بود . ممنون از لطفی که به من و وبلاگ دارید . همه شمارو دوست دارم .  

جای پا ( footprints)

one night a man dreamed he was walking along the beach with the lord . as scenes of his life flashed befor him.he noticed that there were two sets of footprints in the sand . he also noticed at his saddest lowest times there was one set of footprints. this bothered the man and he asked the lord . did you not promise that if i gave my heart to you that you be with me all the way ?then why is there only one set of footprints during my most trouble some time? the lord replied my precious child i love you and would never forsake you . during those times of trial and suffering when you see only one set of footprints it was then i carried you................................

خواب دیده بود . در ساحل دریا و در حال قدم زدن با خدا . رو به رو . در پهنه ی آسمان . صحنه هایی از زندگی اش به نمایش درآمد . متوجه شد که در هر صحنه دو جای پا د ماسه فرو رفته است . یکی جای پای او و دیگری جای پای خدا . وقتی آخرین صحنه از زندگی اش به نمایش درآمد متوجه شد که خیلی اوقات در مسیر زندگی او فقط یک جای پا بود . هم چنین متوجه شد که آن اوقات سخت ترین لحظات زندگی او بوده است . این واقعا او را رنجاند و از خدا درباره ی آن سوال کرد ... خدایا تو گفتی چنان چه تصمیم بگیرم که با تو باشم . همیشه همراه من خواهی بود . ولی من متوجه شدم که در بدترین شرایط زندگی ام فقط یه جای پاست . نمی فهمم چرا در مواقعی که بیشترین احتیاج را به تو داشتم مرا تنها گذاشتی ... خدا پاسخ داد فرزند عزیز و گران قدر من .. تورا دوست دارم .. و هیچ وقت تنهایت نمی ذارم . زمان هایی که تو در آزمایش و رنج بودی وقتی تو فقط یک جای پا می بینی . من تورا به دوش گرفته بودم



 

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes