X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
یکشنبه 20 شهریور 1384
مرغ خونه همسایه غازه

زنی به مردی گفت : « دوستت دارم »
و مرد گفت :
« آرزو دارم سزاوار عشقت باشم »
زن پرسید : « مرا دوست نداری؟»
مرد فقط به زن خیره شد و چیزی نگفت .
زن فریاد زد : « از تو متنفرم !!!»
مرد پاسخ داد :
« پس آرزو دارم که سزاوار نفرتت باشم !!!»
      
                                                                                      «جبران خلیل جبران»

شما چی فکر می کنین؟؟؟زنه مرده رو دوست داشت؟؟؟مرده چی؟؟؟؟از کجا فهمیدین؟!!!!

سلام خدمت دوستان عزیزم . خیلی ممنون از کامنت ها و نظرات قشنگتون . بعضی از دوستان به جای اینکه نظر بدن توی قسمت نظر خواهی تبلیغ می کنن  . راستی هادی جون رسیدن بخیر داداشی . ببخشید یه روز بعد آپدیت کردم . مواظب خودت باش هادی جـــون   به هر حال همه جوره شما  رو دوست داریم و برای همه شما آرزوهای خوب داریم . یه داستان هم براتون دارم . امیدوارم خوشتون بیاد

داستانی از کتاب جلال آل احمد :

اولین بار بود که با هم بودیم من و شوهرم هنوز ازدواج نکرده بودیم فقط با هم به بیرون میرفتیم ..بعد از یه مدت عروسی کردیم ..عروسی مفصلی بود .در هتل هیلتون بسیار عالی بود . بعد به خانه آمدیم و همه دسته جمعی شروع به پایکوبی کردیم . از همون اول ازدواج می دانستم شوهرم ودکا مینوشد ..چند روز بعد از عروسی کنار هم نشستیم ..او داشت ودکا می خورد به من هم تارف کرد .. ودکا..نه.متشکرم.تحمل ودکا را ندارم . در خانه پدرم اصلا از این قبیل نوشیدنی ها نخورده بودم..شوهرم اصرار داشت به من ودکا دهد ..بعد از چند وقت من باردار شدم شوهرم به بهانه اینکه ودکا برایم خوب است یه گیلاس برایم ریخت به من گفت ؟: بخور برای شیرت خوبه ..به سلامتی..اولین باری بود که به این قبیل نوشیدنی ها لب میزدم . گلویم سوزش داشت اصلا نمی توانستم بخورم اما تا آخرش هم عادت نکردم . اما آن روز که از شغل شوهرم خبردار شدم بی اختیار ویسکی را سر کشیدم . همان موقع دوست دختر قبلی شوهرم به خانه ما آمده بود . یعنی مثلا نامزد قبلیش. آخر همان بود که خبردارم کرد . دوتایی نشستیم به ویسکی خوردن و درددل کردن. دختر جوان گفت شوهر شما دوست من بود  می خواست با من ازدواج کنه.ولی نمیدانم که چه چیزی مانع این عروسی شد . من تا به اون روز از شغل شوهرم مطلع نبودم ..دختر گفت من یک روز به لوس آنجلس رفته بودم ..به طور تصادفی شوهر شما رو دیدم با او آشنا شدم او بهترین دیسکو را در آمریکا داشت .. من چند سالی پیش او کار کردم ..کار که چه عرض کنم برای شوهر شما مدل بودم . در دیسکو همه شب ها بودم و دیگر امنیت جانی نداشتم کم کم پی بردم شوهر شما من را می خواهد اجاره دهد . اول باور نکردم بعد برایم مثل روز روشن شد . مرا وادار به کارهای ناشایست میکرد یک روز از آن جا بیرون آمدم و به کشور برگشتم . شوهر شما آدم بدی بود. به من رحم نکرد. حالا هم در یک شرکت به فساد پرداخته و در آن کار می کند .. منم وقتی درباره شوهرم شنیدم خیلی ناراحت شدم . گریه کردم . به خودم گفتم : مگه شوهر نبود که تو رفتی شوهر آمریکایی کردی. بعد از دوست قبلی شوهرم خواهش کردم که به من کمک کنه . او هم پذیرفت. شب شد .شوهرم به خانه برگشت . مستقیم رفت روی صندلی و پاهایش را به روی میز انداخت . گفتم سلام . گفت سلام من خسته ام برایم ویسکی بیار. منم رفتم ویسکی اووردم نشستم کنار او . بهش گفتم بگو امروز کی اومده بود اینجا . گفت کی. گفتم یکی از دوستای خارجیت..گفت کدومشون . گفتم همونی که اجارش میدادی . باحاش سود می کردی ..شوهرم گفت این حرفا چیه .. این چندیات چیه می گی. گفتم من دیگه با تو زندگی نمیکنم شوهرم هم از خدا خواسته گفت فردا می رویم و طلاقت می دهم ..فردا شد .. دفتر خانه ..شوهر کثافت من . من رو طلاق داد . بچه هم دیگه داشت چهار ماهه می شد که رفتم و انداختمش. در اون شرایط بچه وضع منو بد تر میکرد .. من از شوهر آمریکایی ام طلاق گرفتم .. ولی عوض شدم . یک روز به یک مهمانی رفتم به من ویسکی تعارف کردند و من یک گیلاس در خواست کردم ..نمی دانم ولی از آن به بعد من آدم دیگه ای شدم ..شاید بدتر از گذشته شاید بهتر.. در آن مهمانی با پسر خوشتیپی آشنا شدم ..برایش صحبت کردم او ایرانی بود..شوهر قبلی من تقریبا ایرانی بود ولی بیشتر در آمریکا بود برای پسر جوان درددل کردم او هم از خودش گفت با هم قرار ملاقات دیگری گذاشتیم .. هر روز به هم وابسته تر می شدیم .. تا مجددن ازدواج کردم با آن پسر مهربان ایرانی. شوهر ایرانی داشتم ..چند سال بعد خدا به ما یک پسر و یک دختر داد و من و شوهر ایرانی ام با هم و در کنار هم سالهای خوبی را گذراندیم و دیگر از فریب و نیرنگ خبری نبود

سهیل

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes