X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
چهارشنبه 5 مرداد 1384

 بالاخره رسیدم !
 حالا درست روبروی اشتیاقت ایستاده ام !..... با یک سبد صداقت سبز و
  یک چمدان
عشق ........
 آمده ام تا ـ اگر بخواهی ـ بمانم .....
 چه مسیر مستقیمی بود ...
 اما من در کوچه پسکوچه های تردید ؛ گم شده بودم ......
 نشانی ات را از هر کسی پرسیدم ؛ به راهی اشاره کرد که نمی شناختم !!!!
 شب تنهایی نزدیک بود و من می ترسیدم !!!
 یادم آمد گفته بودی :
 ـ هر وقت مرا خواستی به دلت تفالی بزن .
 چشمهایم را بستم و تو را نفس کشیدم !!!
 قدم های لرزان قلبم با جاده ی صمیمیت تو آشنا شد .
 برای رسیدن به تو نه به چشم نیاز بود و نه حتی به عصایی سفید !!!
 همان یقین که ایمانم معرفی کرده بود چنان دستم را گرفت که از هیچ
  چاله ای نمیشد ترسید .....
 حاضرم قسم بخورم تا اینجا را پرواز کرده ام !!! ....
 و حالا نگاهم برای بوسیدن ضریح مهربانیت با یک قطره شوق معطر
  شده است
!... 
 لطفا کمی لبخند برایم بیاور که سخت تشنه ام !!! .    ....
     شادی   

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes