X
تبلیغات
نماشا
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
دوشنبه 16 خرداد 1384
عنوان نداره

به نام خدا

برای گلبرگ زندگیم : برای غنچه ای که هرگز نمی شکفد
خانه ساکت ومن همچنان تنها غروب است و خورشید ملول آرام آرام در قاب شکسته چشمانم می نشیند و وقتی با تمام وجودم به اعماق قلبم چنگ می اندازم اندوهی سترگ بر شانه های لرزانم آوار می شود و بی آنکه بخواهم با کوله باری از آوازهای دلتنگی راهوار کوچه های پر از تنهاییم می شوم . اما هنوز چند قدم نرفته خاطراتی به پیش وازم می آیند که تلخیشان رگهای جانم را می گیرد و رودی از هراس در رگهایم جاری می کند و دیگر هیچ روزنی نگاه تنهای من را به خودش نمی خواند و من همچنان و رها و سرگردان به گلبرگ زندگیم می اندیشم و چون بادهای پریشان هویه گر میان کوچه تنهایی ام پرسه می زنم راستی چقدر من گنهکارم … ؟


دوستدار همیشگی شما       گدای پاپتی

چکاوک

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes