X
تبلیغات
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
سه‌شنبه 30 فروردین 1384
به نظر شما بهترین سن برای ازدواج چه زمانی است؟
 با سلام خدمت دوستان عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه . ممنون از اینکه مطالب وبلاگ رو دنبال می کنید . امروز می خوام از ازدواج صحبت کنم . بهترین سن برای ازدواج چه سنیه ؟ . اصلا به نظر شما میشه از قبل سن ازدواج رو تعیین کرد و به صورت یه قانون دروورد . بذارید اول درباره بحث قبلی صحبت کنم . حانوم ها هم می تونند به خواستگاری آقایون بروند. خیلی از شما موافق این قضیه بودید خیلی هم مخالف . به هر حال زن و مرد هیچ فرقی ندارن . چه از نظر روابط اجتماعی چه از نظر حقوق اجتماعی . بعضی از دوستان نظرای خوشگلی داده بودن که چندتا از اونهارو برای این آپدیت انتخاب کردم . فریده : خوب باید ببنید همچین چیزی چرا تو دین گفته شده و جزو رسوم و بدعتها شده بر کسی پوشیده نیست که یک مرد از روی تفکر و تعقل و چیزهایی که داره موقعیت اجتماعیش و خیلی چیزهای دیگه برای ازدواج اقدام میکنه یعنی مرد از روی تفکر و عقل اقدام میکنه ولی زن صرفا از روی احساس عمل میکنه . سهیل جون ممنون به خاطر متن قشنگت .. لیمویی: ببین این تو فرهنگ ما جا افتاده...هیچ کس نمی تونه اینو قبول کنه....از نظر مردم ما دختری که به یه پسر پیشنهاد بده..حالا هر پیشنهادی جلفه! مریم : نوشته هات بسیارعالی بود ضمنا وبلاگت هم حرف نداره به نظرمن اگه همون رسم قبلی باقی بمونه وآقایون برن خواستگاری بهتره الته مخالف این قضیه خواستگاری رفتن خانومها نیستم ولی بااز اون جایی که باشرایط روحی آقایون آشناهستم اگه خانومی بره خواستگاری حتم دارم سرانجام خوبی نخواهدداشت ناناز : سلام من با نظر شما موافقم ولی خیلی عقاید ورسوم هست که نمیشه تغییرش دادهنوز خیلی چیزها هست که هنوز که هنوزه ادامه داره وهنوز جا نیفتاده فرهنگ غلط که ریشه داره و وقتی می گیم چرا این جوره می خندن ومسخره میکنن .البته خود مردم هستن که نمیخوان تغییر کنه دنبال یه چیز راحت می گردن که فقط زندگیشونو بکنن.ولی خیلی سخته و وقت زیادی می بره تا اینجور چیزها جا بیفته وتغییر کنه اگه یه روزی بخواهد اینجوری بشه ولی خوب بعید نیست عالی بود خسته نباشی ناناز. شوالیه : سلام من هم با تو موافق هستم مشکل ما این است یک چیزی عرف می کنیم بعد می گویی دین انرا می گوید اصلا بد نیست این موضوع در وبلاگت بنویسی ....الان توی همه کتابهای مذهبی نوشته حضرت خدیجه از حضرت محمد خواستگاری کرد و نظرش در مورد ازدواج پرسید و از حضرت محمد اخرش بله گرفت .....خوب وقتی از پیغمیر خواستگاری کردند تکلیف بقیه که معلوم هست ...موضوع جالبی بود داداشی ساحل : سلام
متن جالبی نوشتی اما باید اینو بدونیم که ما در جامعه سنتی و مذهبی زندگی می کنیم و این که مردها باید به خواستگاری خانمها بروند به شکل یک رسم درآمده و در فرهنگ ما نهادینه شده .باید سالها بگذره تا این رسم کمرنگتر بشه من تجربه دارم که می گم البته من خواستگاری نرفتم . شوهرم تنها بدون خانواده اش آمد خواستگاری من و ما با هم ازدواج کردیم . حالا پشت سرما حرفهای زیادی می زنند که چه دلیلی داشته و چگونه پدر دختره قبول کرده و.........وای به حال اون روزی که من می رفتم خواستگاری شوهرم (جالب می شد نه !!!!!)با توجه به اینکه خانواده شوهرم ادعای های کلاس بودن دارند .بگذریم امیدوارم روزی بیاد که همه آزاد باشند انطور که دوست دارند زندگی کنند .
عباس مرادی : با سلام من با این ایده شما موافقم و اعتقاد دارم اگر این فرصت به دخترخانمها داده بشه آمار طلاق خیلی پائین میاد بنظر می رسه یکبار طعم تلخ دل بستن رو چشیدی واین
تجربه ای باشه برا دفعات بعد اینو بدون که دل گاراژ نیست که هر کسی رو توش راه بدی از طرف کسی که اینجور آدمارو خوب درک می کنه
تعداد نظرات بالا بود. ولی اکثر شما موافق بودید که خانوم ها برن خواستگاری آقایون .
 بهترین سن برای ازدواج چه سنیه ؟
امروز می خوام درباره سن ازدواج بگم . به نظر شما سن ازدواج کیه ؟ بیست سالگی یا بیشتر یا کمتر . به نظر من سن ازدواج مهم نیست . موقعی که انسان بتونه تمام کارای خودشرو برآورده کنه و از همه نظر کامل بشه باید ازدواج کنه حالا شاید بیست سالگی باشه یا سن بالاتر .
اگه از کسی بپرسن که کی باید غذا خورد ؟ قاعدتا می گه : اون وقتی که انسان نیاز به غذا داره و احساس گرسنگی می کنه اگه تو غذا خوردن صلاحیت شرطه تو ازدواج هم شرطه چه فرق داره وقتی انسان نیاز داره باید غذا بخوره اما وقتی که نیاز روحی و جسمی داره باید چند سال صبر کنه ، . توی جامعه ما هر روز و به خاطر خیلی از مشکلات سن ازدواج بالا میره و بالاتر از این هم میره . شاید ازدواج چند سال دیگه معنا و مفهوم خودش رو از دست بده . چون کسی با این همه مشکلات و سختی سراغ ازدواج و تشکیل زندگی نمیره . به نظر من سن ازدواج باید سنی باشه که هر دو طرف چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی و فکری کامل شده باشن . به هر حال اینم موضوع روز جامعه ماست . اگه یکم فکر کنیم می بینیم میتونه برای ما خطرناک هم باشه . رابطه های نامشروع و به وجود اومدن جامعه بدون قانون رو در بر داره . اگه شما قصد ازدواج داشته باشید چه سنی ازدواج می کنید ؟
اینم یه حرفیه :
دختران مجرد خیلی نگران بالا رفتن سن ازدواج خود نباشند // 60 درصد طلاقها در سنین 20 تا 25 سال اتفاق می افتد
رییس انجمن مددکاری ایران با اشاره به اینکه بالارفتن سن ازدواج درکشور به هیچ وجه نگران کننده نیست ، گفت: شرایط امروز جامعه ، ادامه تحصیل ، یافتن کار و... از جمله عواملی هستند که باعث می شود سن دختران و پسران برای ازدواج افزایش پیدا کند اما در صورت انتخاب صحیح این امر مشکلی برای آنها ایجاد نمی کند.

دکتر مصطفی اقلیما در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر با بیان این مطلب گفت : براساس آمارهای ارایه شده از سوی  سازمان ثبت احوال درحال حاضرسن ازدواج دختران به 28 سال و پسران به 30 تا 35 سال افزایش پیدا کرده است .

وی با اشاره به اینکه اکثر طلاقها در سنین پایین اتفاق می افتد ، افزود: اکثر تصمیم گیریهای جوانان در سنین پایین غیر منطقی و از روی احساسات صورت می گیرد، هنگامی که دختران و پسران در سنین 18 تا 22 سال ازدواج می کنند،  برداشت درستی از زندگی ندارند و دختران بعد از 25 سال و پسران نیز پس از 30 تازه می توانند بدرستی تصمیم بگیرند .

وی خاطر نشان کرد: در تمام دنیا سن ازدواج بالا رفته و این امر اصلا بحران نیست و نشاندهنده رشد فرهنگی در سطح خانواده های شهرهای بزرگ است و همچنین نوید بخش این است که دیگرخانواده ها به اجبار فرزندان خود را وادار به ازدواج نمی کنند البته هنوز در شهرهای کوچک و روستاها ازدواج در سنین پایین انجام می شود. 

رییس انجمن مددکاری ایران تاکید کرد: تنها مشکلی که در حال حاضروجود  دارد،  این است که برخی خانواده ها فکر می کنند دختری که سنش از 30 گذشت دیگر نمی تواند ازدواج کند و خواستگاری برایش نمی آید در صورتی که اصلا اینطور نیست و بسیاری از ازدواجهای موفق بعدا از30 سالگی اتفاق می افتد. میانگین‌ سن‌ ازدواج‌ زنان‌ ایران‌ در سال‌ گذشته‌9/3 درصد نسبت‌ به‌ سال‌ پیش‌ از آن‌ افزایش‌یافت‌. صدرالدین‌ بلادی‌ موسوی‌، کارشناس‌ ارشدجمعیت‌شناسی‌ مرکز آمار ایران‌ درباره‌ چگونگی‌این‌ افزایش‌ توضیح‌ داد: میانگین‌ سن‌ اولین‌ازدواج‌ برای‌ مردان‌ از 24 در سال‌ 65 به‌ 7/26 سال‌ در این‌ مدت‌ رسید. وی‌ همچنین‌ شمار ازدواجها در سال‌ 65 را 7در هر یکهزار نفر اعلام‌ کرد و گفت‌: این‌ رقم‌ به‌بیش‌ از 10 در هر یکهزار نفر در سال‌ 82 رسید.
    به‌ گفته‌ و ی‌، همچنین‌ میزان‌ طلاق‌ در سال‌ 65حدود 7 در 10 هزار نفر جمعیت‌ بوده‌ که‌ در سال‌83 به‌ 1/1 در یکهزار رسید.
    بلادی‌ موسوی‌ در ادامه‌ با بیان‌ این‌ که‌ در سال‌65 برابر هر 100 ازدواج‌ 10 مورد طلاق‌ ثبت‌شد، افزود: در سال‌ 82 این‌ رقم‌ حدود 6/10درصد بود.
    کارشناس‌ ارشد مرکز آمار ایران‌ شمار زنان‌متاهل‌ 10 سال‌ به‌ بالا در سال‌ 83 را حدود 54درصد اعلام‌ کردو گفت‌: 39 درصد زنان‌ 10 سال‌به‌ بالا در این‌ سال‌ هرگز ازدواج‌ نکردند.
    وی‌ افزود: در همین‌ سال‌، تجرد 16 درصدزنان‌ بی‌ همسر شده‌. به‌ دلیل‌ فوت‌ همسر و 39درصد بر اثر طلاق‌ بوده‌ است‌.  منبع : مهر نیوز


سهیل
پنج‌شنبه 18 فروردین 1384
خانمها هم میتونند به خواستگاری آقایون بروند.

چرا مردها حرف اول رو میزنن :
این چه رسمیه که آقایون باید برن خواستگاری خانوم ها .

امروز می خوام درباره این موضوع بگم . چرا فقط آقایون به خواستگاری خانوم میرن . چرا آقایون فقط برای دوست یابی پا پیش می ذارن . خانوم ها هیچ نقشی ندارن . شما تا حالا دختری رو دیدین که بره به یه پسر بگه می خوام باهات دوست بشم یا بی یام خواستگاری .  شاید خنده دار باشه . ولی میشه . نشودنی نیست . مگه نه . به نظر شما این رسم و رسوم که حتما پسر باید بره خواستگاری دختر از کجا اومده ؟ شاید قدیمی ها باعث شدن . شایدم یه قانون شده . ولی از یه طرفم مشکل سازه . مثلا اگه دختری بیاد به شما بگه که من می خوام باهات دوست شم حتما شما یا اطرافیان فکر ای بد دربارش می کنید . میگین دختر باید سنگین باشه . این حرفارو نزنه . ولی اگه پسر پیشنهاد دوستی بده کسی فکر بد نمی کنه . تازه میگه آره خیلی خوبه باید دوست غیر همجنس خودتم داشته باشی . همین جاست که اختلاف زن و مرد پیدا میشه . ولی زن و مرد هیچ فرقی از نظر حقوق اجتماعی و عاطفی با هم ندارن . خود ما ییم که این وضعیت رو به وجد اووردیم که همیشه حرف اول رو مردها باید بزنن . مرد باید خواستگاری زن بره . مرد باید رنگ لباس زن رو انتخاب کنه . مرد باید بره سر کار و زن باید تو خونه بمونه و اجازه بیرون رفتن رو نداشته باشه . اگه دختر بره خواستگاری پسر چی میشه ؟ آسمون به زمین می یاد . به نظر من که هیچ اشکالی نداره . ولی این رسم و رسوم های قدیمی یه جورایی تو خون ما ایرانی هاست . نمیشه عوضش کرد . اگه دختر بره خواستگاری پسر همه خندشون میگیره ولی اگه پسر میره خواستگاری دختر هیچ ایرادی نداره . همه رییس ها و مسولیت ها تو جامعه به عهده مردهاست . خانوم ها هیچ نقشی تو جامعه ندارن . نه از نظر فرصت های شغلی مهم مثل رییس و مدیریت و بقیه کارها نه از نظر حقوق اجتماعی و عاطفی . اگه دقت کرده باشید همیشه پسر ها پیشنهاد دوست شدن به دختر میدن . من تا حالا ندیدم دختر بیاد به پسری بگه که من از شما خوشم اومده . من یکی از دلیل های اون رو میگم وقتی یه پسر رو یه بار ردش می کنن میگه عیبی نداره این نشد یکی دیگه وقتی همون پسر رو از دوبراه یه خانواده ی دیگه ردش کنه باز هم میگه عیبی نداره این نشد یکی دیگه و این پسر ممکنه ده ها بار این کار رو بکنه تا آخر یکی راضی بشه و بر عکس اگه دختر رو یه بار رد کنن افسرده میشه دوبار ردش کنن با جوابش کنن  خودش رو دار میزنه و میمیره. خواستگاری مرد از زن یک سنت هست و تو جامعه ی ما عرف شده.هر کسی که میخواد ازدواج کنه حتما با طرف صحبتهاشون رو کرده .حالا چه فرقی میکنه زن بره خواستگاری یا مرد.

بنظر شما چه اشکالی می تونه داشته باشه اینکه خانمها هم بتونند به خواستگاری  آقایون بیاند ...؟؟  من با هر کس که مخالف این موضوع بوده ، صحبت کردم ، دیدم دلیلی واسه عقیدشون ندارند و مهمترین  حرفی که واسه رد این قضیه زدند این بوده که فرهنگ ما و رسومات ( ایرونی و اسلا می ) ما این اجازه رو به ما نمیده... ولی واقعیت اینه که چنین چیزی اصلا نمی تونه دلیلی واسه رد این مسئله باشه. زن یک انسانه همونطور که مرد یک انسانه ، این دو فقط تو برخی مسائل جسمی و عاطفی با هم فرق دارند و سایر مسائلشون کاملا مشترکه. حتی خود قرآن هم مرد و زن رو عین هم می دونه. ( یه کم فکر کنیم!!) به هر حال .قصد من از نوشتن این مقاله اینه که این مسئله یه کم شفافتر بشه و اگه درسته توی جامعه نهادینه بشه. از همه شما دوستای خوب هم خواهشمندم که نظر خودتونو حتما حتما بدید. از همه نظرات مخالف و موافق استقبال می کنم وبه همه نظرات احترام می گذارم. اگه این نظر درسته پس باید قباحتش بیفته و اگه هم  غلطه ازتون میخام که اونهایی رو که اشتباه می کنند ، با نظرات خودتون از اشتباه در بیارید.
سهیل

سه‌شنبه 9 فروردین 1384
قصه عشق رو تازه کن .

تمام جهان یک صحنه نمایش است و تمام انسانها بازیگران آن

شکسپیر

تحسین و تقصیر :

مادر مریم در اثر بیماری شدید در بیمارستان بستری شده بود. مریم هجده ساله کارت پستالی مزین به یک قرص آسپیرین یک سکه طلا و یک گلبرگ سرخ به مادرش هدیه کرد . داخلکارت پستال نوشته بود. سلامتی . ثروتمندی و خوشبختی شمارا آرزو می کنم . مادر که از کاز زیبای دخترش در شگفت شده بود گفت : خیلی ممنونم چه دختر با فکر و با شعوری هستی . رنگ مریم پرید . به سمت دستشویی دوید و در حالی که می گریست دچار حال بهم خوردگی شد . مادر بلافاصله به این صرافت افتاد که باید میان تمجید او و واکنش دخترش رابطه ای وجود داشته باشد . چند هفته بعد موضوع را با یک روانشناس در میان گذاشت . می خواست بداند که چرا تشکر و تعریف صمیمانه او باید دخترش را ناراحت کرده باشد . می خواست بداند که چرا تشکر و تعریف صمیمانه او باید دخترش را ناراحت کرده باشد . مشاور روانشناس در جواب او گفت : احتمالا گناهی متوجه تعریف شما نیست . شاید از هیجان دیدار شما و یا از گرمی هوا دچار حال به هم خوردگی شده است . مادر مریم جواب می دهد : نه اینطور نیست . هوای اتاق خیلی خوب بود. از آن گذشته قبل از آنکه از او تعریف کنم حالش خیلی هم خوب بود. مریم تمجید مادر را هضم نکرده بود. چرا؟ بسیاری از بچه ها  وقتی عصبانی می شوند پدر و مادر خود را نفرین می کنند : امیدوارم لاستیک اتوموبیلت در تاریکی شب پنچر شود . پایت پیچ بخورد . سرو کارت به بیمارستان و دکتر بیوفتد . تب کنی و سرما بخوری . به نقطه فوق العاده ای مسافرت کنی و از حرارت کباب شوی . و حتی بعضی ها از این هم فراتر می روند و مرگ پدر و مادر را آرزو می کنند. وقتی مادر مریم بیمار شده بود مریم احساس گناه می کرد . خیال می کرد نفرین او مادرش را روانه بیمارستان کرده است . حالا با هدیه کردن آن کارت پستال مثلا به حساب خودش خواسته بود که تلافی کرده باشد . در حقیقت آرزوی سلامتی برای مادر به جبران آرزوی بیماری برای او بود. وقتی مادر در مقام تحسین از دختر صحبت کرد احساسات او را چنان برانگیخت که احساس گناهش از آنچه بود بیشتر شد . شاید پیش خودش فکر کرده بود : اگر مادرم می دانست که در حال عصبانیت چه آرزویی کردم این حرف را نمی زد . راستی مادر هنگام دریافت کارت چه باید می گفت . باید به جای تحسین از کار دخترش از کارت او تعریف می کرد . مثلا باید می گفت : خیلی متشکرم . کارت زیبایی است بسیار زیبا و قشنگ است . چه جملات جالبی انتخاب کرده ای در آرزوی سلامت ثروتمندی و خوشبختی شما . خیلی زیباست . حالم را بهتر کرد دختر گلم . ممنون که به فکر مادرت هستی . مریم مسلما خوشحال تر میشد

تحسین تلخ :

مایکل می گوید : پدرم مرد حیله گری است . از شگردهای روانشناسی استفاده می کند . زمینه می چیند. و در لفافه حرف اصلی اش را می زند . انگار ساندویچ درست می کند. دوتا تحسین و تشویق و میانش سرزنش . مثلا می گوید : در همه درس ها نمره خوبی گرفتی بجز ریاضی . هیچ عذر و بهانه ای قابل قبول نیست . بیشتر درس بخوان خودت می دانی پسرم که به داشتن فرزندی مثل تو چقدر افتخار می کنم . بسیاری از نوجانها شرطی شده اند که با شنیدن تعریف خود به خود و بی آنکه بخواهند منتظر حرف اصلی می شوند . بر خلاف آنچه معمولا انجام می شود . ترکیب تحسین و انتقاد کار درستی نیست و چه بهتر که از هر کدام در جای خود استفاده کنید . واقعیت آشکار این است که نوع تفکر ما بر چگونگی برخورد ما با زندگی تاثیر می گذارد .

سهیل

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes