X
تبلیغات
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
شنبه 19 دی 1383
!!!!!!!NOTHING LASTS FOREVER
یوهوووووووووو...!!! یعنی همون سلام خوبین ؟ چه عجب از اینورا ؟!!! خودمو می گم بابا ....شما ها امتحان دارین منم یه جور دیگه درگیرم ... دیگه امروز دیدم مایه ی آبروریزیه نیام اینجا آپدیت نکنم ... خب عرضم به حضورتون که : بابا درس خونا !!!بابا امتحان !!!! بابا خفن!!!کتاب!!! چراغ مطالعه ... با اون دسته از بروبچی بودم که حسابی زدن تو خط درس خوندن و صد البته بعضیاشون که دیگه روی همه رو م کردن و کتاب می خورن  ... شوخی می کنم بهتون بر نخوره ... بگذریم ، امیدوارم که همتون امتحاناتتونو یکی پس از دیگری پاس بدین و علی دایی با سر گل بزنه ... یعنی همون منظورم اینه که قبول شین دیگه برین ترم بعد ....
البته خداییش این دوران تحصیل و فصل امتحانا خیلی باحاله ها ، یه عالمی داره واسه خودش نه؟ درس خوندن و درس نخوندن ... تقلب رسوندن و تقلب کردن ... وای که چه حالی می ده ها .... بخصوص این دانشجو ها هم که الان حول و ولای تحقیق و پروژه و نمره و اینجور چیزا رو دارن .... البته من هر چند فعلاً نرفتم دانشگاه اما از هر رشته یه سر رشته ای پیدا کردم ... چون به اندازه ی تمام این ترمایی که دوستام روی هم رفته سپری کردن براشون تحقیق و پروژه جور کردم ( بابا خراب رفیقیم دیگه )..خلاصه اینکه یه جورایی آچار فرانسه شدیم دیگه هر وقت هر کی جایی گیر می کنه ویدا می شه ویدا جون
البته باید آخر تحقیقاتشون بنویسن منبع : ویدا ...و با تشکر از ویدا که این مطالب رو ترجمه کرد خلاصه اینکه واسه خودمون منبعی شدیما ..شما هم اگه کاری داشتین تعارف نکنینا ... ما در خدمتیم 
هرگونه ترجمه و تحقیق و پروژه پذیرفته می شود
البته برا من بدم نشد و کلی اطلاعاتم رفت بالا چون تحقیقاتی که انجام دادم واسه رشته های مختلف بود ... حالی به حولی دیگه ....
خلاصه این مدتیم که دیدین نا پیدا بودم دنبال کارای این بنده خداها بودم داشتم تحقیقاتشونو می انجامیدم ..البته هنوزم مونده اما به خودم قول دادم که این دیگه اخریشه ...باید تا آخر هفته تکمیلش کنم و بدم به صاحبش .... برا همین زیاد وقت ندارم که براتون پر حرفی کنم(انگار الان دارم چیکار می کنم )
از درس و مدرسه و امتحانا و اینا که بگذریم بریم سراغ چیزی که می خوام اینبار بهتون بگم ...
( اینو می خواستم چند وقت پیش بگم که وقت نشد اما بازم ارزش خوندن داره )


حادثه ای که توی هند و اندونزی رخ داد اونم در آغاز سال جدید میلادی ما رو یاد بم خودمون انداخت . حادثه ی غمناکی بود و الانم این حادثه هم غمناکه ..هرچند ملیت مردمش فرق می کرد اما بازم انسان بودن عین ما ها ...
اما ای کاش به جای اینکه دائماً به فکر پول جمع کردن و صندوق زدن باشیم یه کمی هم به این حادثه فکر کنیم .... ( نمی گم کمک کردن خوب نیست )همون طور که پارسال خیلی ها خونه و خونوادشونو از دست دادن امسال هم همین اتفاق افتاد . ای کاش یه کمی فکر می کردیم که اگه این اتفاق برای ما می افتاد چی ؟
درسته هممون به نوعی دوست داریم به همه و اونا کمک کنیم و صد البته پارسال کمکهای مردمی خیلی زیاد  بود اما آیا کسی تغییر کرد ؟ همه فقط دست تو جیبشون کردن ( با ندای :آخی بیچاره ها !!! ...نچ نچ ... قیافه ی اندوهناک )پول رو انداختن توی اون صندوق و رفتن که رفتن تا شاید دلشون خوش باشه که به مردم بیچاره کمک کردن و به قولی عذاب وجدان نگیرن ....
( بعضی ها هم برای رفع بلا پول می دادن ....ته دل می گن: از ما به دور !!!)

اما این حوادث برای این نیست که ما غمگین بشیم و پول بفرستیم برای مردم بیچاره و دلمون خوش باشه که جامون توی بهشته چون که بهشون کمک کردیم ... درسته کمک کردن هم جزوی از این بازیه اما ای کاش به نبودن اونایی که بودن هم فکر می کردیم ...

با این حال هممون توی دلمون یه چیز می گذره : خوب شد که برای ما این اتفاق نیفتاد !!!
یعنی در برابر هم چین حادثه ای از خدا تشکر می کنیم ....
 در حالی که خیلی ها دیگه هیچی ندارن که براش زندگی کنن از خدا تشکر می کنیم !!! 
در حالی که خیلی ها گریه می کنن متا ته دل شادیم که این اتفاق برای ما نیفتاد !!!

وقتی که پدر و مادرو و خواهر و برادرمونو کنارمون می بینیم نفس راحتی می کشیم که هنوز عزیزانمونو کنارمون داریم ...
وقتی شب کنار بخاری یه جای گرم می خوابیم نفس راحتی می کشیم که خونه و سر پناهی داریم ....
وقتی با دوستامون می شینیم می گیم می خندیم نفس راحتی می کشیم که هنوز کسانی رو داریم و خدا این خوشی ها رو ازمون نگرفته ...
 
ولی ای کاش همیشه قدر این نعمتها رو بدونیم چون همونطور که دیدیم اینا موندگار نیستن ...

اگه صبح پاشی و ببینی خودت موندی و خودت چی ؟ 

افسوس می خوری که چرا دیشب با فلانی که الان دیگه پیشم نیست بد تا کردم ... چرا به فلانی نگفتم که چقدر دوستش دارم ...چرا به فلانی نگفتم .... و همین طور همه ی اینا از ذهنمون می گذره ..اما با افسوس !!!!

ای کاش هر روزی رو که سالم و سلامت می گذرونیم قدرشو بدونیم ...
هر دقیقه ای رو که با شادی و خنده کنار دوستانمون می گذرونیم شکر گزار باشیم ...
ای کاش همیشه یادمون باشه که خوبی آدما همیشه موندگاره ...
و یادمون باشه که بدیهای دیگران رو از ذهنمون پاک کنیم چون این بدیها رو خودمون می سازیم...
یادمون باشه که همونطور که الان همه جیز داریم مکنه یه لحظه ی دیگه هیچ چیز نداشته باشیم ....
بدونیم که هیچ چیز جاودانه نیست ...

این دقایق هست که داره می گذره اما ما بهشون توجه نداریم ... 
هر لحظه ای که می گذره ممکنه به یه فاجعه ی دیگه نزدیک تر شیم ...
صدای تیک تاک ساعتو می شنوی ؟؟؟؟؟

 

امیدوارم هر جا هستین سالم و سر حال باشین :

ویدا

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes