X
تبلیغات
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
دوشنبه 14 دی 1383
فراموشم نکن..
 سلام . حالتون چطوره .

خوب بعد این همه مدت بذارید یه ذره از وبلاگهای دیگه صحبت کنم :

بچه های راک خیلی منو ساپورت کردن ازشون ممنونم

دیوانه مهتاب  من هرچی از این وبلاگ بگم کم گفتم . کلیک بارون کنید 

پردیس هم یه هکر قبلا براش سهراب سپهری نوشته بود جالبه نه

شوالیه هم مثل همیشه مارو خجالت داده بازم ممنون

فرامرز جون  هم وبلاگ قشنگی داره حتما سر بزنید

درد و دل های یک ایرانی هم داداشی جدید منه دوست دارم سعید جان

نوشته های تنهایی هم یکی دیگه از وبلاگ های قشنگیه که دیدم

دوتا مرد هم وبلاگ قشنگی دارن با طراحی فوق العاده

دیاموند راستی عاشق شده سر بزنید

تهران تو هم وبلاگ خوب بچه های کانادا و ترنتو

سپیده هم هنوز از دانشگاه آپدیت می کنه

رفوزه هم یکی دیگه از دوستان خوبمه

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را

بر پوست کشیده شب می کشم

چراغهای رابطه تاریکند

کسی مرا به آفتاب

معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است.

درس بلند نفرت :

ناتالی هفده ساله به هنگام خرید چشمش به یک کت گران قیمت خیره ماند. درحالی که به کت نگاه می کرد صدای زبر و خشن مادرش را شنید که می گفت : آنقدر لباس داری که می توانی یک لباس فروشی باز کنی . پول که علف خرس نیست . پدرت در اداره از صبح تا شب کار می کند . تازه هفتمان گرو هشتمان است . فضای رابطه میان مادر و دخترش بهم خورد . چهره ناتالی در هم رفت. انگار آب سردی رویش ریخته بودند . با سردی به مادرش نگاه می کرد . و با لحن جدی گفت: اگرمیلیونرهم بودید یک کت گران و بدرد بخور برایم نمی خریدید. مادر جواب داد چرندنگو . همین اندازه کافیست . برویم غذا بخوریم . ناتالی دلگیر و ناراحت پشت سر مادربه رستوران رفت . رابطه احساسی میان مادر و دختر به قدری خراب شده بود که به این سادگی از بین نمی رفت و درست نمی شد. با آنکه غذای استیک گرانی سفارش داده بودند غذا به کامشان زهر می نمود . حادثه باید به شکلی دیگری تمام می شد . حتی در صورت محدودیت مالی هم پدر و مادر می توانند با دلسوزی و همدردی با تقاضای فرزند خود برخورد کنند . مثلا مادر ناتالی می توانست به او بگوید: کاش بودجه مان اجازه می دادکه این کت را برایت بخرم . مثل اینکه خیلی چشمت را گرفته است . با این طرزصحبت مسلما نتیجه فرق میکرد . واکنش اگرحساب شده باشد و توام با واقع بینی باشد . نوجوان را قانع می کند .اما اگر صرفا برای دلخوش کردن و سلطه جویی او باشد نتیجه معکوس می شود و نفرت به وجود می آید . زندگی ما مجموعه ای بی انتها از حوادث کوچک و بزرگ است. همه ما بدون استثنا با بحران هایی روبرو هستیم که به حکم وظیفه پدری و مادری باید در قبال آنها واکنش نشان دهیم . این واکنش خواه و ناخواه بر شخصیت فرزند نوجوان ما تاثیر می گذارد . شخصیت نوجوان تحت تاثیر رابطه او با مردم و اتفاقات زندگی شکل می گیرد . تدریس مستقیم صفات اخلاقی امکان پذیر نیست و هیچ کس نمی تواند با سخنرانی درس وفاداری و با کتاب و نوشته درس شجاعت و با نامه درس انسانیت بدهد . پرورش شخصیت مستلزم حضوری است که در عمل و به طورعینی خصوصیات شاخص اخلاقی را به نوجوان ها منتقل می کند . نوجوان از حوادث بلفعل زندگی درس میگیرد . و از تجربه ها راهش را انتخاب میکند . برای او روحیه ما درحکم پیام و رفتار ما به منزله مواد خام و ارتباط در حکم نتیجه نهایی است. همه می خواهیم نوجوان خود را انسانی شایسته و مملو از محبت و تعهد و شهامت و شجاعت تربیت کنیم . می خواهیم از او شخصیتی بسازیم که منصفانه در برابر مشکلات زندگی استوارو قایم بایستد. رسیدن به این اهداف انسانی مستلزم روشهای انسانی است . عشق تنها کافی نیست . بینش و علم و اطلاع هم کافی نیست . امیدواریم که پدر و مادر ها و نوجوان ها به اتفاق بتوانند با استفاده از راهنمایی های ارایه شده زندگی سعادتمندی داشته باشند

روانشناسی بلوغ

سهیل

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes