X
تبلیغات
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
چهارشنبه 4 شهریور 1383
روانشناسی دوران نوجوانی ...
 سلام خدمت همه شما دوستان گل حالتون خوبه . خیلی خوشحالم که دوستایی مثل شما دارم بخوام اسم ببرم یک روز طول میکشه . هرموقع من و ویدا آپدیت می کنیم شما دوستان با نظر دادنتون خوشحالمون می کنید وو برای ادامه راه بهمون روحیه می دید ببخشید اگه چند وقته نرسیدم به شما سر بزنم می دونم که همه شما دوستان بارها به وبلاگ ما اومدین و نظر دادین همین جا ازشما تشکر می کنم و قول می دم تا چند روز دیگه یه سری به تمام دوستان بزنم .  خیلی ممنون همچنان سهیل و ویدا شمارو دوست دارند . برای امروز دوباره روانشناسی براتون دارم . امیدوارم مثل همیشه مورد پسند شما دوستان قرار بگیره . درضمن این چند وقت نتونستم به وبلاگ بعضی از دوستان سر بزنم ولی قول می دم به این چند وبلاگ هم سر بزنم . امیدوارم از دست من ناراحت نشده باشید یا قهر نکنید که چرا سهیل نیومده بذارید به حساب گرفتاری و روزگار مرسی. روانشناسی دوران نوجوانی هم  که در زیر هستش رو بخونید . راستی ویدا یه متن خوشگل براتون آماده کرده یکشنبه یادتون نره بقیه سریال رو ببینید . 

ضد و نقیض حرف نزنید :
صحبتهای ضد و نقیض پدر ومادر نوجوان را گیج می کند . مادر به امیلی پانزده ساله می گوید : بله حتما می توانی به مهمانی بروی . حتما خوش خواهد گذشت البته مرا می شناسی وقتی بیرون هستی خوابم نمی برد تا آمدنت بیدار می مانم . صحبت مادر دخترش را در موقعیت غیر ممکن قرار می دهد . به مهمانی برود یا نرود به او خوش خواهد گذشت . در اصل گفته دو پهلوی مادر دختر را گیج می کند . برای احراز از این موقعیت پیام پدر و مادر باید تنها یک مفهوم را انتقال دهد . در ارتباط با صحبت فوق مادر می تواند با صراحت از به مهمانی رفتن دخترش جلوگیری کند به او اجازه رفتن بدهد یا انتخاب را بر عهده دخترش بگذارد . وقتی برنادای چهارده ساله برای رفتن به مهمانی اجازه می گرفت مادرش به او گفت : باید درباره اش فکر کنم . فردا صبح جواب قطعی ام را به تو می دهم . ساعت نه از من بپرس . مادر به درخواست دختر خود فکر کرد. درباره مهمانی مورد اشاره اطلاعاتی بدست آورد و با طیب خاطر اجازه داد که دخترش به مهمانی برود . به او گفت : ظاهرا که میهمانی خوبی است . اگر بخواهی میتوانی بروی. بعد در انتخاب لباس هم به او کمک کرد و سرانجام دختر شاد و راضی روانه میهمانی شد .

احترام به سلیقه ها :

پزشک ها شعاری دارند که مفهومش این است : لطمه نزنیم . پدر و مادر هم باید همین کار را بکنند . قبل از هر کار احساسات نوجوان را جریحه دار نکنید . نقطه نظرهاو برداشتهایش را به تمسخر نگیرید و بی جهت از در مخالفت با او صحبت نکنید . به سلیقه اش احترام بگذارید بخصوص سعی نکنید او را متقاعد کنید که آنچه را میبیند و می شنود و احساس می کند اشتباه و واقعیت چیز دیگری است . کارل و مادرش به خرید رفته بودند

کارل پانزده ساله : چه بلوز زیبایی است

مادر : بنازم به این سلیقه زیبا که چه عرض کنم خیلی زشت و بیقواره است

مسلما واکنش خوبی نبود . این قبیل برخورد ها به جای هر چیز ایجاد عناد می کند . احتمالا مادر می خواسته از انتخاب بد دخترش جلوگیری کند . اما کارول که از نیت مادر بی اطلاع است جواب او را به دل می گیرد . کارولجواب مادر را به این مفهوم تلقی می کند که دختر احمق چه بد سلیقه هستی . واکنش منطقی است که به جای برخورد با سلیقه نوجوان به توصیف آن بپردازید : از قرار بلوز کوتاه را ترجیح می دهی . مثل اینکه از رنگ های سبز و صورتی بیشتر خوشت می آید . ظاهرا طرح های درشت را بیشتر می پسندی . فرصت برای اظهار نظر و ابراز سلیقه شخصی هم وجود دارد : من رنگ های ملایم را بیشتر می پسندم . رنگ های ملیح به نظرم بهتر است . موافق طرحهای ظریف هستم . پارچه های خالدار به نظر من زیباتر است . این قبیل اضهار نظر ها سالم هستند به جای انتقاد تنها توصیف می کنند . به ندرت اتفاق می افتد که توصیف به خصومت بیانجامد . وقتی سلیقه نوجوان مورد حمله قرار نمی گیرد . دلیلی به گرفتن موضع دفاعی وجود ندارد . واکنش غیر انتقادی اورا در تجدید نظر در انتخابش آزاد می گذارد به او این امکان را می دهد که در صورت تمایل و بی آنکه مورد تمسخر واقع شده باشد نظر خود را تغییر دهد

برچسب نزنید :

رفتار بسیاری از پدر و مادر ها با نوجوان ها به گونه ای است که انگار آنها شنوایی شان را از دست داده اند . در حضور آنها درباره شان چنان صحبت می کنند که انگار شیی و بیجان هستند . گذشته ها را ارزیابی می کنند . و درباره آینده نظر می دهند : الفی از روز اول هم بچه تلخ و نچسبی بود . آدم ذاتا بدبینی است . همیشه بوده و همیشه هم خواهد بود . اگر لیوانی نصفه از آب به او بدهید تنها موجه نیمه خالی اش می شود . اما بروس ذاتا خوشبین است . هرگز دلسرد نمی شود . کار خودش را می کند. کلارا نه این جاست و نه جای دیگر همه اش در رویا سیر می کند . مثل عمه امیلی اش شاعر خواهد شد . در دنیای خودش سیاحت می کند . این قبیل برچسب زدنها خطرناک است بچه ها خیلی زود نقشهای پیشنهادی پدر و مادر را می پذیرند .

مرجع: کتاب روانشناسی بلوغ

سهیل

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes