X
تبلیغات
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
چهارشنبه 7 مرداد 1383
روانشناسی دوران نوجوانی..با دقت بخونید..
 

پیش بینی نکنید :

بسیاری از والدین از آن می ترسند که فرزند نوجوانشان بالغ و عاقل نشود و دانسته بر سر هر بهانه موضوع را با او در میان می گذارند :

تا صبح از خواب بیدار نشوی شغلی پیدا نمی کنی 

اگر کلمات را درست ننویسی کسی استخدامت نمی کند . عملا نشان می دهی که بی سواد هستی 

با این خط بد حتی نمی توانی چک دریافت حقوق ایام بی کاری ات را امضا کنی 

اما با کمال تاسف پدر و مادر با این پیش بینی ها به جایی نمی رسند . با این سیاست نمی توانیم نوجوانهایمان را برای آینده آماده کنیم بجای پیش بینی های حساب نشده چه بهتر که آنها را برای برخورد با مشکلات موجود مسلح کنیم . نظر به اینکه نوجوان ما در سالهای آینده با انواع و اقسام مشکلات روبرو می شود بسیج او برای مقابله با این مشکلات از قبیل بی مهری همسر و بی معرفتی دوست و خیانت و بد رفتاری معلم و مرگ اقوام یا دوستان و غیره کار دشواری است . برنامه ریزی برای برخورد با این قبیل مشکلات کار بی مفهومی است . از صحبت هایی مثل ببین پسرم مواظب باش و گاهی اوقات ممکن است در عشق شکست بخوری . ممکن است مورد بی مهری معشوقت قرار گیری بهتر است از همین حالا خودت را آماده کنی و یا تنها به یه دوست اکتفا کردن کار درستی نیست . ممکن است تنهایت بگذارد و دوست دیگری انتخاب کند باید دوستان متعددی داشته باشی تا هرگز تنها نمانی یا توکه اینهمه این سگ را دوست داری می دانی اگر بمیرد چه می کنی ؟ حتما می دانی که سگ ها عمر جاویدان ندارند . بلاخره سگ تو هم میمیرد . باید از حالا خودت را برای این واقعه آماده کنی در نهایت کاری ساخته نیست . هر نوجوان باید در برخورد با بحرانهای زندگی راهی از آن خود بیابد . سکوت محبت آمیز ما بهترین حمایتی است که از او می کنیم . از پند و نصیحت در اینجا کاری ساخته نیست . منطق و استدلال هم خریداری ندارد گاه گوشزد های ملایم را به حساب توهین شخصی می گذارند . شاید همه جوانان و نوجوانان این مشکل ها را داشته باشند ولی باید راه حلی برای رهایی از این وضع پیدا کنند .  

انتقاد سازنده :

انتقاد سازنده انتقادی است که بر حسب شرایط به اقدامی که باید صورت بگیرد اشاره دارد . انتقاد سازنده . به جای حمله به شخصیت اشخاص مسأله را مورد توجه قرار می دهد به عبارت دیگر به جای آنکه شخص را آماج حمله قرار دهد با مشکل پیش آمد برخورد می کند . وقتی فیلیکس شانزده ساله برای دومین بار پیاپی در درس شیمی نمره مردودی گرفت . پدرش به فکر چاره افتاد پسرش را صدا زد تا با او در این باره صحبت کند . همه توجه پدر به یک نکته معطوف شده بود برای فیصله مشکل پیش آمده چه می توان کرد ؟ . نه از گذشته حرفی زد نه به پیش آینده پرداخت. نه در مقام سرزنش پسرش حرفی زد ونه از نتایج ناخوشایند مردودی صحبت کرد . به جای همه این ها به اصل مسآله پرداخت : مشکلی پیش آمده باید برایش راه حلی پیدا کنیم

انتقاد مخرب :

برای آنکه در نقش پدر و مادر بتوانیم وظایف و مسولیتها یمان را به طرز شایسته ای انجام دهیم باید از سالهای کودکی خود پند بگیریم . کسانی که گذشته را درک نمی کنند. باید تجارب گذشته را از نو تکرار نمایند . هدف ما جلوگیری از این تکرار کور است . آنچه هم اکنون می خوانید نقطه نظر هایی است که جمعی از پدر ها و مادر ها در ارتباط با همین موضوع مطرح کرده اند .

خانم اندرو : وقتی عصبانی می شوم یاد جملات سی سال پیش مادرم می افتم و بی آنکه بخواهم حرفهایش را عینا با همان لحن تکرار کنم

خانم براون : کودک که بودم پدرم مرا احمق صدا می کرد و من از این خطابش متنفر بودم حالا می بینم که خودم همین کلمه را در مورد پسرم به کار می برم . کلمه خوبی نیست خودم هم از به کار بردنش ناراحتم اما دست خودم نیست .

خانم جکسون : آنقدر به انتقاد عادت دارم که برایم طبیعی شده است دقیقا از همان کلماتی که مادرم در دوران کودکی به من می گفت استفاده می کنم . به اعتقاد مادرم هیچ کار درستی انجام نمی دادم . مجبورم می کرد که هر کار را دوبار انجام دهم حالا با فرزندانم هم همینطور برخورد می کنم .

خانم جانسون :پدر و مادرم به سه زبان ناسزا می گفتند . با سخاوت تمام هر چه به زبانشان می رسید می گفتند . خیل سعی کردم با فرزندان خودم طور دیگری رفتار کنم اما عصبانی که می شوم نمی توانم جلوی خودم را بگیرم .

خانم اسمیت :مادرم خواننده بود. وقتی عصبانی می شد به زبان ایتالیایی فحش و ناسزا می گفت از این کار او به شدت ناراحت بودم اما حالا میبینم خودم هم که عصبانی می شوم به زبان ایتالیایی و فرانسه به بچه هایم ناسزا می گویم .

هر یک از ما با دایرت المعارفی از فحش و ناسزا زندگی می کنیم و این یادگار سالهای گذشته ماست . اما شرط عقل این است که بدون تحقیر و طعنه با فرزندانمان صحبت کنیم . در روابط حساب شده میان پدر و مادر و نوجوان ها جایی برای تحقیر و طعنه وجود ندارد . طعنه حاصلش تنفر و حملات متقابل است

استانلی شانزده ساله می گوید :

پدرم در طعنه زدن استعداد غریبی دارد . زبانش مثل مار نیش می زند و در لحظه ای آنچه را که ماهها بافته اید پنبه می کند . هفته گذشته در مسابقات تنیس دبیرستان به مقام اول رسیدم . احساس غرور می کردم . انگار که در عرش بودم . به پدرم گفتم پدر نمی دانی که چه شاهکاری کردم . کاپیتان تنیس مدرسه را شکست دادم . و پدرم با لحن سرد و طعنه آمیزی جواب داد : چه کاپیتان جالبی. نمی دانید چه حالی پیدا کردم . احساس تنفر چنان وجودم را فرا گرفته بود که دیدم اگر از پدرم فاصله بگیرم بهتر است . در حالی که فریاد کشیدم : چه پدر جالبی از اتاق بیرون رفتم

در صفای سینه خود سعی کن تا ممکن است

صاف اگر با خویش خواهی سینه احباب را

مرجع : کتاب روانشناسی دوران نوجوانی

سهیل

 

 

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes