X
تبلیغات
نماشا
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
سه‌شنبه 9 تیر 1383
حرف دل...

چه خواری ها که دیدم . چه گوشه کنایه ها که شنیدم . چه بد بختی هایی که کشیدم . من اینا همه رو بغچه کردم . تولدم .... اگه بدونی در دل منو که واکنی هر لخته دلم .. یه کاسه خونه .. آره یه کاسه خونه افتاده به پهلوم .. یه کاسه خون .. یه کاسه خون 

* هوشنگ باختری*

دارم از تو می نویسم که نگی دوست ندارم :

من تموم قصه هام قصه توست

اگه غمگینه اون از غصه توست

یه دفعه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی

بس که چشمت قشنگ بود گله گرگ رو ندیدی

دل نبود توی دلم گرگا تورو نبینن

اونا با دندون تیز به کمینت نشینن

الاهی من فدای تو چی کار کنم برای تو

اگه تو این بیابونا خواری بره به پای تو

یه دفعه مثل یه پرنده قفس عشق رو شکستی

پر زدی تو آسمونها رفتی اون دورا نشستی

دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا

غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا

نخوره سنگی به بالت

پرت نشه فکر و خیالت

من تموم قصه هام قصه توست

اگه غمگینه اون از غصه توست

یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون

سیر بارون و تگرگ می یومد از آسمون

بردمت تو گل خونه که نریزه رو سرت

که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت

نشکنی زیر تگرگ نریزه از تو یه برگ

من تموم قصه هام قصه توست

یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی

اگه پروانه نبود فراموش می شدی

آره پروانه شدم که پرام سوخته شه

که آتیش عشق تو به دلم دوخته شه

که بسوزه پر و بالم که راحت بشه فکر و خیالم

دارم از تو می نویسم

تو که غم داره نگات

اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات

اونقده می گم که خسته شم

با عشق تو شکسته شم

سهیل

 

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes