X
تبلیغات
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
یکشنبه 3 خرداد 1383
منم ... همکاره هیچکاره ....یا همه کاره هیچکاره!!!!!
سلام دوستان... من همکار جدید سهیل هستم و خیلی خوشحالم که سهیل منو به عنوان همکار انتخاب کرده ( یعنی خیلی کار + انجام داده دیگه )هر چند می دونم نوشته هام به قشنگیه نوشته های اون نیست ، اما خب سعی خودمو می کنم . تمرین می کنم چندبار که این وبلاگ رو خراب کردم تازه دستم میاد که چی کار باید بکنم  
البته من خودم ۲تا وبلاگ دارم (خدا بده برکت )و البته یه همکاری توی وبلاگ یکی از دوستان دارم (وای سرم چقدر شلوغه ) ...(خارج ا زوقت اداری کار می کنم ـ{اضافه کاری}) درکل خوشحال می شم هفته ای یک بار بیام و یه مطلبی بگم که شما از خوندنش لذت ببرین . البته نوشته های من بیشتر جنبه ی طنز داره ( اما نه طنز الکی برید توش یه پیامی هم داره )خلاصه اینکه وسط این نوشته های شیک و باکلاس منم می شم آنتراک ( یا پیام بازرگانی  ) { البته شکسته نفسی می فرمایید ...}البته امیدوارم که سهیل از اینکه منو بعنوان همکار قبول کرده پشیمون نشه ...
واسه بار اول زیاد اینجا رو اشغال نمی کنم  ( آخه نیس آدم کم حرفی هستم و اصولاً زیاد حرف نمی زنم و... همه می دونن !!تاره خیلی ها از این کم حرفی من شاکین...)خب این وطلب رو که از نظر خودم جالب اومد براتون می نویسم ...ببینین چی ازش می فهمین ..!!

زنی به مردی گفت : « دوستت دارم »
و مرد گفت :
« آرزو دارم سزاوار عشقت باشم »
زن پرسید : « مرا دوست نداری؟»
مرد فقط به زن خیره شد و چیزی نگفت .
زن فریاد زد : « از تو متنفرم !!!»
مرد پاسخ داد :
« پس آرزو دارم که سزاوار نفرتت باشم !!!»
      
                                                                                       «جبران خلیل جبران»

شما چی فکر می کنین؟؟؟زنه مرده رو دوست داشت؟؟؟مرده چی؟؟؟؟از کجا فهمیدین؟!!!!کلاً نظرتونو درباره ی این دیالوگی که بین این دو نفر رد و بدل شده بگین ...منم دیگه مرخص می شم ...برم ببینم دنیا دست کیه !!! (می گن دست بوشه؟!!!) حالا دست هر کی هست مبارکش باشه ....ممنون از لطفتون...موفق و پیروز باشین و ما و loveyou رو فراموش نکنین...

ویدا

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes