X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
خبر.متن های عاشقانه.شعر.داستان های اجتماعی.آموزشی.بحث های روانشناسی.مشکلات و آسیب های اجتماعی.حرف های شنیدنی
چهارشنبه 26 فروردین 1383
بابا از دست این بلاگ اسکی دق کردیم !!!

اونی که گفتم نرو گفت نمیشه

دیروز دیگه رفت واسه همیشه

  وقتی می خواست بره من و صدا کرد

واستاد و تو چشمای من نگاه کرد

  گفت می دونی خودت واسم عزیزی

این اشکارم بهتره که نریزی

  باید برم سفر واسم بهتره

ولی کسی که مونده عاشقتره

  تقدیر ما از اولم همین بود

یکی تو آسمون یکی زمین بود

  هر جا برم همیشه ایرونی ام

غرق یه جور حس پریشونی ام

  خدا نخواست همیشه پیشم باشی

ولی مهم اینه که مریم باشی

  تو تقدیر ما هر چی حیرونیه

مال خطوط روی پیشونیه

  شاید اگر دایم بودی کنارم

یه روز می دیدم که دوست ندارم

  می خوام برم که تا ابد بمونم

سخته برای هر دومون مِیدونم

  گریه نکن گریه هاتو نگهدار

لازم می شه گریه برای دیدار

  نذار پر گریه بشه خاطره

هر کی که اشک نریزه عاشقتره

  اون کسی که می خواد بشه ستاره

هیچ چاره ای به جز سفر نداره

  بذار برم یه مدتی بمونم

شاید که قدر اینجا رو بدونم

  اصلا شاید اونجا دوام نیارم

یا نا تموم بمونه اونجا کارم

  دعا نکن اونجا بهم نسازه

آدم که حرفش دو تا شد می بازه

  رفتن من شاید یه امتحانه

واسه شنا سایی این زمانه

  خودم می رم عکسام ولی تو قابه

می شنوه حرف و ولی بی جوابه

  بارون که بارید برو زیر بارون

به یاد دیدارای اون روزامون

  تو چمدونم پر عطر یاسه

چشمام با چشمای تو در تماسه

  فکر نکنی دوری و اونجا نیستی

قلب من اینجاست تو تنها نیستی

  رفتن من بازی سرنوشته

همونی که رو پیشونیم نوشته

  یه کاری کن این رفتن موقت

آدما رو نندازه توی زحمت

  نذار که نقطه ضعفت تو بدونن

پشت سر من و تو چیز بخونن

  منتظر شعرا و نامه هاتم

هر جا می ری بدون منم باهاتم

  غصه نخور زندگی رنگارنگه

یه وقتایی دور شدنم قشنگه

  دیگه سفارش نکنم عزیزم

نذار منم اینجوری اشک بریزم

  شاید یه روز به همدیگه رسیدیم

همدیگه رو شاید یه جایی دیدیم

  شاید یه روز دیدی که توی جاده

یه آشنا منتظرت وایساده

  شایدم این دیدار آخرینه

اگر که باشه زندگی همینه

  مراقب گلدون اطلسی باش

یه وقتایی منتظر کسی باش

  کسی که چشماش یه کمی روشنه

شاید یه قدری ام شبیه منه

  کسی که چون می خواد بشه ستاره

هیچ چاره ای به جز سفر نداره

  داغ دلت هر وقت که می شه تازه

بهش بگو با روزگار بسازه

  دیگه باید برم که خیلی دیره

فقط نذار خاطرمون بمیره

  اون رفت و از دور دساشو تکون داد

خوبیا شو یه بار دیگه نشون داد

  همه می گن فقط یه روزه رفته

انگار ولی گذشته صد تا هفته

  با این که قلبش بی ریا و پاکه

چون رفته دنیا پر گرد و خاکه

ای کاش نمی رفت و سفر نمی کرد

یا لا اقل من و خبر نمی کرد

  اما نه خوب شد که من و خبر کرد

اشکام و دید و بعد از اون سفر کرد

  از وقتی رفت دسام به آسمونه

شاید پشیمون بشه و بمونه

  خودش می گفت چون که بشه ستاره

هیچ چاره ای بجز سفر نداره

  نقد می شینم که بشه ستاره

بیاد به کشور خودش دوباره

  فهمیدم امروز سفرم یه درده

من چه کنم اگر که بر نگرده

  پشت سرش آب می ریزم یه دریا

شاید پشیمون شه نمونه اونجا

  الهی که بدون هیچ فرودی

بشه ستاره و بیاد به زودی

  الهی که تموم چش به راها

بیاد سفر کردشون از تو راها

  الهی هیچ جا سفر نباشه

هی چشمی منتظر به در نباشه

 

تعداد افراد آنلاین در وبلاگ :

Number of online users in last 3 minutes